تبليغاتX
زاویه نشینان
شعرها و شعارهایی از فرشتگان تنهایی

Have you ever thought about ways to respect a request?!

I've found one of the best ones!


Joey: Hey Pheebs, you wanna help?

Phoebe: Oh, I wish I could, but I don't want to!

Friends, Season 1, Episode 1

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 12:59  توسط برفی  | 

بعضی وقتها یک موضوع آنقدر بُعد دارد که نمی توانی تشخیص دهی کدام کار درست است!

الان از همان بعضی وقت هاست!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 13:24  توسط برفی  | 

جلوی افکارت را نمی توانی بگیری. صدای گیتار، آرامش، سکوت، تکرار صحنه هایی که رهایت نمی کنند. شب های بلند و سرد زمستان که تنهایت نمی گذارند!

مگر می توانی کاری کنی که هیچ وقت زود تر از ساعت 8 شب نشود؟! مگر می توانی تمام صداهای دنیا را ساکت کنی؟! مگر می توانی هیچ وقت فکر نکنی؟! مگر می توانی نفس نکشی تا شیشه ها بخار نزند؟!!!

اشتباه؛ شک! هیچ وقت رهایت نمی کنند. روی شانه هایت نشسته اند. اصلا با تو زاده شده اند! شاید بودنت هم یک اشتباه است و موجودیتت هم اساس شک!

حرکت ساعت های هماهنگ که می ایستند و می روند و تو هیچ وقت نمی توانی راز هماهنگی شان را درک کنی اما می دانی بعضی وقت ها همه با هم می ایستند! بی آنکه بتوانی اثبات کنی روحت را می خورند!

دلم برای اشتباهات بی تاثیر دوران کودکی ام تنگ شده! دوس دارم به برابری سهم خودم و سایرین شک کنم! دوس داشتم بزرگترین مشکلم مشق های فردایم بود و نمره ی املایم که از فلانی بیشتر شده یا کمتر!

تو؛ اشتباهایت؛ شک هایت، همه با هم بزرگ شده اید ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 23:41  توسط برفی  |