الان این بالام! چه قدر قشنگ، پشتم یه پنجرست، که وقتی بازش می کنی یه شهر از اون پایین روت خراب میشه؛ زندگی قشنگه، خیلی قشنگه، خیلی قشنگ تر و با ارزش تر از اون که به خاطر بعضیا بخوای خرابش کنی، با فکرشون خرابش کنم؛ بهتره فکر نکنم، زندگی کنم، با تمام قشنگیاش، و با کسایی باشم که منو بالا تر میبرن، با کسایی که قشنگ ترش میکنن، نه اونایی که فکر میکنن برای زشتی و زجر کشیدن آفریده شدن.
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:3  توسط برفی
|