سلام.بعد از ۲ تا مرفین و ۴ تا آرام بخش و ۲ تا سرم که بهم زدن برگه بستری توی بخش رو بهم دادن و میتونم درسم رو حذف پزشکی کنم!!!خدا باعث و بانیش رو لعنت کنه!!!
حال شعر هم ندارم ولی از بیکاری که بهتره!!!اینم یه شعر از بیژن جلالی:
این عاشق و معشوق چه دور رفته اند در عشق
و این تنها کاری است که میتوانیم بکنیم
مرا هم زندگی کن تو را هم زندگی خواهم کرد
وآنگاه که بمیرم تو را نخواهم مرد!!!!
فعلا!!!!
+
نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 19:16  توسط کیوان
|
همهی ما در ناخودآگاه خودمون این پنداره رو داریم که :«اونایی آدمن که شبیه من هستن.» هر کسی هم میگه این پنداره رو نداره، علاوه بر اینکه این پنداره رو داره، دروغگو هم هست.